و القلم ...

پس اى بندگان خدا از خدا بترسید مانند ترسیدن خردمندى که فکر و اندیشه دل او را مشغول ساخته است.

و القلم ...

پس اى بندگان خدا از خدا بترسید مانند ترسیدن خردمندى که فکر و اندیشه دل او را مشغول ساخته است.

خواجه حسام الدین رستم خوریانی (9 ه.ق)

چشمی که دید روی تو گل آرزو نکرد

جانی که یافت خاک درت مشک بو نکرد

هر دل که پیش روی نکویت نباخت جان

نقد حیات صرف بوجه نکو نکرد

کس دم نزد ز دوست که مقصود در نیافت

آری، مگر بحسن وفا جست­وجو نکرد

دعوت مکن به صومعه ای متقی مرا

کاین پابرهنه با سر سجاده خو نکرد

رستم به ترک کوزه جان بخش می نگفت

تا دور چرخ خاک وجودش سبو نکرد

نظرات 2 + ارسال نظر
و.و یکشنبه 28 آذر 1389 ساعت 20:33 http://vahedjavan.blogsky.com

همیشه در دنیا و آخرت سعادتمند باشی

وارش... دوشنبه 29 آذر 1389 ساعت 22:15 http://andeeshebehrghan.blogsky.com/

سلام گرامی

چشمی که دید روی تو گل آرزو نکرد ...

می گفت:
در خیل گنگی ها باور دارم زخم نوری است برای رفتن، در راه ماندن، بزرگ شدن و جای گذاشتن همه "حقیر" ها... مگذاریم زخم آرام گیرد، نخواهیم زخم از پایمان درآورد...

نیستی...

علی علی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد